امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصطلاحات قرآنی
#1
Rainbow 
اصطلاحات قرآنی
پاسخ
#2
در آیه 138 سوره بقره خداوند متعال می فرماید :

صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ  . منظور از صبغة چیست ؟



ترجمه تفسير الميزان، ج‏1، ص: 467

ذیل سوره البقرة (2): آيات 135 تا 141

------------------------------------------
در آيات قبل از آيه 138 سوره مباركه بقره ، از عموم پيروان اديان ، دعوت به تبعيت از انبياء (ع) شده بود و اينك در آيه 138 ، مي فرمايد كه كه تنها رنگ خدائى را بپذيريد (كه همان رنگ ايمان و توحيد خالص است ) (صبغة الله ).
سپس اضافه مى كند چه رنگى از رنگ خدائى بهتر است ؟ و ما منحصرا او را پرستش مى كنيم (و من احسن من الله صبغة و نحن له عابدون ).
و به اين ترتيب ، قرآن فرمان مى دهد همه رنگهاى نژادى و قبيلگى و ساير رنگهاى تفرقه انداز را از ميان بردارند و همگى به رنگ الهى در آيند.
مفسران نوشته اند كه در ميان مسيحيان معمول بود كه فرزندان خود را غسل تعميد مى دادند، گاه ادويه مخصوص زرد رنگى به آب اضافه مى كردند و مى گفتند: اين غسل مخصوصا با اين رنگ خاص باعث تطهير نوزاد از گناه ذاتى كه از آدم به ارث برده است مى شود.
قرآن بر اين منطق بى اساس ، خط بطلان مى كشد و مى گويد: بهتر اين است كه به جاى رنگ ظاهر و رنگهاى خرافاتى و تفرقه انداز، رنگ حقيقت و خدائى را بپذيريد تا روح و جانتان از هر آلودگى پاك گردد.
اگر مردم رنگ خدائى بپذيرند يعنى رنگ وحدت و عظمت و پاكى و پرهيزكارى .
رنگ بى رنگى و عدالت و مساوات و برادرى و برابرى .
و رنگ توحيد و اخلاص ، مى توانند در پرتو آن به همه نزاعها و كشمكشها كه هر گاه بى رنگى اسير رنگ شود به وجود مى آيد، از ميان بردارند، و ريشه هاى شرك و نفاق و تفرقه را بر كنند.
در حقيقت اين همان بى رنگى و حذف همه رنگها است .(1)

(1)- ر.ك : تفسير نمونه، ج 1، صص 473و 474


-----------------------------------------------
مراد از صبغه خدا در قرآن چیست؟ آیا پیامبر خدا (ص)، خاندان او و قرآن، تجلی از صبغه خدا، جهت نجات مردم در دنیا و آخرت هستند؟

پرسش
مراد از صبغه خدا در قرآن چیست؟ آیا پیامبر خدا (ص)، خاندان او و قرآن، تجلی از صبغه خدا، جهت نجات مردم در دنیا و آخرت هستند؟
پاسخ اجمالی
بنابر آنچه در روایات و تفاسیر آمده، منظور از "صِبْغَةَ اللّهِ" در آیه شریفه "صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً"،[1] اسلام و یا میثاقی است که خداوند در عهد الست (عالم ذر)[2] در باره ولایت علی (ع) از مردم گرفته است. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: مراد از رنگ خدائى، اسلام است.[3] آن حضرت در روایت دیگر فرمود: مراد ولایت امام علی (ع) است که خداوند در عالم میثاق (که از آن تعبیر به عالم ذر می کنند)، از مردم گرفت.[4]
 
برخی از مفسران نیز گفته‏اند: منظور از صبغه، فطرت است.[5] و فطرت توحید و دین اسلام رنگ خدائى است که هر کس آن را  برای خود نگه دارد، در عالی ترین مقام انسانیت قرار مى‏گیرد و این که اسلام را به رنگ الاهى تعبیر نموده شاید بدین جهت باشد که همان طوری که رنگ موجب ظهور اشیاء مى‏گردد و هر چیزى با رنگ شناخته می شود، ضروری است، اسلام و آثار اسلامى نیز در هر مسلمانى ظاهر گردد.
 
شایان ذکر است که تعابیری که در باره رنگ خدایی بیان شد قابل جمع با یک دیگر می باشد و اختلافی بین آنان نیست؛ زیرا اسلام، فطرت توحید، ولایت امام علی (ع) در یک راستا قرار دارند.
 
شهید مطهری (ره) در این زمینه مطالبی را بیان نموده اند که خلاصه آن را بیان می کنیم:
 
با توجه به معنایی که دین در قرآن دارد، سه واژه "فطرت و صبغه و حنیف" در یک مصداق استعمال شده است، اگر چه از نظر معنا و مفهوم با هم متفاوت اند؛ مانند این آیات: لِلدِّینِ حَنیفا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها"[6] و "صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً"[7]
 
مقصود از "صبغة" بر وزن فعلة نوع رنگ زدن و رنگ کردن (نه فریب دادن) است و از مترادفات آن دو واژه "صبغ" و "صبّاغ" به معنای رنگ کردن و رنگرز می باشد.
 
در آیه شریفه مراد از "صبغة اللّه" یعنی دین، رنگ خدایی است که خداوند در متن تکوین زده و انسان را به آن زینت داده است.
 
این تعبیر در قرآن اشاره به عمل غسل تعمید که مسیحیان انجام مى‏دهند دارد. و بچه های تازه متولد شده و کسانی مى‏خواهند مسیحى شوند با این غسل، آنان را وارد دین مسیحیت می کنند و به این وسیله رنگ مسیحیت به او مى‏زنند و این شست­ و ­شو کردن را یک نوع رنگ مسیحیت زدن مى‏دانند. قرآن مى‏گوید رنگ، آن رنگى است که خدا در متن خلقت زده است... .[8]
 
ایشان در ادامه می گوید" غسل تعمید اثری ندارد و کسى را که چیزى نیست نمی توان آنچنانى کرد؟! رنگ زدن آن رنگ زدنى است که دست خلقت در متن آفرینش زده است. آنچه پیغمبر ما مى‏گوید همان اسلام واقعى و همان فطرت واقعى است؛ فطرت واقعى یعنى رنگى که خدا در متن خلقت به روح و روان بشر زده است... .[9]
 
این پرسش پاسخ تفصیلی ندارد.
 
[1]. بقره، 138.
[2] برای آگاهی در این باره، نمایه عالم ذر، سؤال 54، در سایت را مطالعه نمایید.
[3]. کلینی، کافی، ج 2، ص 14، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365ش.
[4]. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج 1، ص 62، چاپخانه علمیه، تهران، 1380 ق.
[5]. طوسى، محمد بن حسن، تبیان فى تفسیر القرآن، ج 1، ص 485، دار احیاء التراث العربى، بی تا، بیروت.
[6]. روم، 30.
[7]. بقره، 138.
[8]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 475، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق بیروت،1412 ق.
[9]. ر.ک: استاد شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 461.

-------------------------------------------------


پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان